|
خدایا :
آمده ام با تو اتمام حجت کنم ! آمده ام تا قول و قراری را بین هم امضا کنیم آن را ثبت دفتر جهان کنیم . آمده ام تا مدت اعتبار گذشت ، جوانمردی ، دلسوزی ، عشق ، عاطفه و احساس را در درونم تمدید کنی . تا آخر عمر تا آخر جهان تا ابد .
تو از دل من بهتر از خودم خبر داری . در این دنیای پر از ظلم و ستم می ترسم ! نه از اینکه کسی جفایی در حقم کند . نه !
از این می ترسم که تبدیل شوم به آدم یخی و بی احساس. از اینکه در اوج بینا ودن کور شوم و در حالی که کوچکترین صداها را می شنوم کر شوم . می ترسم از اینکه دلم برای بدست آوردن مالی بلرزد اما از صدای شکستن بغضی خم به ابرو نیاورد .از این هراس دارم که ساعتها ، بلکم روزها و یا سالها چشمان نازنین دو عزیزم را در انتظار دیدنم بگذارم و محبت بی منت و بی ریا و گرمشان را با رو کردن به چیزهای واهی و سرد پس بزنم .
الها :
اشکم را هیچ گاه از من نگیر . چون دلم را شستشو می دهد خدایا مگذار تبدیل شوم به آدمی که دنیا از آن بیزار است در عین حال از آن اشباع .آمده ام تا بگویم اگر روزی به چنین موجود بی عاطفه ای بدل گشتم مرا همان لحظه از روی زمین نیست و نابود کن . خدایا من تو را دوست دارم من سر تسلیم در مقابلت فرود می آورم مگذار که رشته این بندگی گسسته شود . خدایا مرا از حصار تن رها کن و بگذار تا روحم پرواز کند و به همه دل شکسته ها نوید امیدواری را بدهد . خدایا مگذار در دریایی که هر چه در آن دست و پا می زنم بیشتر از انسانیت دور می شوم غرق شوم . خدایا دستم را بگیر مرا از این همه آلودگی نجات بده . خدایا حاضرم چیزی نداشته باشم اما قلبم را حفظ کنم . خدایا مرا عاشق نگه دار چون عاشق بودن روزی سبب متعالی شدن ، الهی شدن و با ارزش شدن چیز حقیری به نام انسان می شود .
خدایا صدایم را بشنو............
|